ذهن انسان مدرن توانایی شگفت انگیزی در تحلیل امور، برنامه ریزی، و ارتباطات دارد که در طول صدهزار سال گذشته تکامل یافته است. برای پاسخ دادن به این سوال که چرا شاد بودن خیلی دشوار است، باید سفری تاریخی به گذشته و نحوه ی تکامل ذهن انسان داشته باشیم. ذهن ما برای کمک به بقای ما در جهانی پر از خطر تکامل یافته است. تصور کنید که شما یک انسان اولیه شکارچی هستید که برای بقای خود به غذا، آب، پناهگاه، و سکس نیاز دارید…
اولویت شماره یک ذهن انسان اولیه این بود که به هر چیزی که ممکن است به شما آسیب برساند توجه کند و از آن اجتناب نماید! در اصل، ذهن اولیه دستگاهی بود که مدام هشدار میداد که کشته نشو. هرچه نیاکان ما در پیشبینی و اجتناب از خطر ماهرتر شدند، طولانیتر زندگی کردند و فرزندان بیشتری داشتند. با هر نسل، ذهن انسان در پیشبینی و اجتناب از خطر مهارت بیشتری پیدا کرد و اکنون، پس از صد هزار سال تکامل، ذهن مدرن همچنان بهطور مداوم در جستجوی مشکلات است. هر چیزی را که با آن مواجه میشویم ارزیابی و قضاوت میکند…
ذهن ما تقریباً هر چیزی را که با آن مواجه میشویم ارزیابی میکند: آیا این خوب است یا بد؟ امن است یا خطرناک؟ مضر است یا مفید؟ البته که در دنیای مدرن ذهن ما درباره شکارشدن توسط گرگ ها به ما هشداری نمیدهد، اما درباره از دست دادن شغل، ریجکت شدن توسط افراد، دریافت جریمه سرعت، ناتوانی در پرداخت قبوض، خجالت کشیدن در جمع، ناراحت کردن کسانیکه دوستشان داریم، مبتلا شدن به سرطان، یا هر یک از میلیونها نگرانی رایج دیگر به ما هشدار میدهد.
در نتیجه، ما زمان زیادی را صرف نگرانی درباره چیزهایی میکنیم که اغلب هرگز اتفاق نمیافتند. از دیگر ضروریات انسان اولیه برای حفظ بقاء، تعلق داشتن به یک گروه است. اگر قبیله شما شما را بیرون کند، مدت زیادی نمیگذرد که گرگها شما را پیدا میکنند. پس ذهن چگونه از شما در برابر طرد شدن توسط گروه محافظت میکند؟ با مقایسه شما با سایر اعضای قبیله: آیا من هماهنگ هستم؟ آیا کار درست را انجام میدهم؟ آیا به اندازه دیگران خوب هستم؟ آیا کاری انجام میدهم که ممکن است باعث طرد شدنم شود؟
ذهن ما دائماً ما را از طرد شدن هشدار میدهند و ما را با بقیه جامعه مقایسه میکنند. جای تعجب ندارد که این همه انرژی صرف نگرانی درباره این میکنیم که آیا دیگران ما را دوست دارند یا نه! جای تعجب نیست که دائماً به دنبال راه هایی برای بهبود خودمان هستیم یا خود را سرزنش میکنیم چون احساس میکنیم به اندازه کافی خوب نیستیم.
صد هزار سال پیش، ما تنها چند عضو از قبیله کوچک خود را برای مقایسه داشتیم. اما امروزه، با باز کردن هر روزنامه یا مجله، روشن کردن تلویزیون، گوش دادن به رادیو، یا گشتوگذار در شبکههای اجتماعی، بلافاصله با انبوهی از افرادی روبهرو میشویم که از ما باهوشتر هستند، ثروتمندتر هستند، قدبلندتر هستند، لاغرتر هستند، جذابتر هستند، قویتر هستند، قدرتمندتر هستند، مشهورتر هستند، موفقتر هستند و یا نسبت به ما بیشتر مورد تحسین قرار گرفتهاند.
ادامه دارد …